تبليغاتX
دهکده جوک

 

با سلام خدمت همه دوستان عزیز آدرس این بلاگ با مطالب جدید و بسیار جامعتر و با عنوان مرکز تخصصی جوک عکس اس ام اس موبایل و اینترنت و دانلود آهنگهای ایرانی و خارجی به آدرسهای زیر تغییر یافت حتما" به ما س بزنید مطمئنا" پشیمان نمی شوید

آدرسهای جدید :

http://www.sargarmea.dom.ir/

 عکسهای خفن در :

http://www.sargarmea.iranblog.com/

           کلیپهای خفن در :

http://www.sargarmea.dom.ir/

 جدیدترین آهنگها در:

http://www.sargarmea.iranblog.com/

 جوکهای خفن در:

http://www.sargarmea.dom.ir/

اس ام اس های جدید و خفن در:

http://www.sargarmea.iranblog.com/

 

از تمامی دوستانی که لینک آنها در این وبلاگ قرار گرفته در صورت تمایل ابتدا وبلاگ ما رو با عنوان مر کز تخصصی جوک عکس آهنگ و کلیپهای خفن لینک کرده و ما رو خبر کنید تا لینکتون کنم به ما سر بزنید خوشحال میشیم

 

http://www.sargarmea.dom.ir/

 

http://www.sargarmea.iranblog.com/

+ نوشته شده توسط اميد در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 2:58 |

بچهه از باباش ميپرسه مامانا چطوري بچه دار ميشن ؟
باباش ميگه يه فرشته بچه رو ميزاره تو دامن مامانا
بچهه ميگه يعني کردن تأثير نداره ؟



 

3 کس را شنيدم که کردن رواست
نخست آنکه لنگش هميشه هواست دوم آنکه شکلش شبيه شماست سوم آنکه در فکر پاسخ به ماست




ضرب المثل قزويني : کون براي دادنه ريدن بهانه ست.

 

زنه با 4-5 تا بچه ميره دکتر ميگه آقاي دکتر نميدونم چرا انقدر حامله ميشم حتما يه چيزي تو هواست
دکتره ميگه بله لنگاتون




ليلون: شير فرهاد بيا ورات ساک وزنم
ش.ف: خوب اينکه گفتي يعني چه؟
ليلون: اي مراسم پيش کس کنون شهريا بيد آقا کيانوش يادم داده بيد.

 

رشتيه ميره دادگاه جيناب قاضي من زنمو ميخوام طلاق بدم !
ميگن آخه واسه چي ؟
ميگه قربانت برم خانوم جندس !! نشون به اون نشون كه شب عروسي خودم زدم پردشو پاره كردم !!

 


قاضي دادگاه از قزوينيه ميپرسه چرا اين بچه رو گرفتي کردي تو خيابون؟ميگه خيلي حرف ميزد....قاضي شاکي ميشه ميگه اين که نشد دليل براي بار دوم ميپرسم چرا کرديش؟ميگه اقاي قاضي خيلي حرف ميزد....قاضي داد ميزنه گفتم چرا کرديش؟ميگه اقاي قاضي خيلي حرف ميزنيا....

 

قزوينيه رو به جرمي لواط ميگيرن ميندازن زندان ...
ازش ميپرسن چرا اين بچه رو كردي ؟؟
ميگه بالام جان به جان خودم فكر كردم كـُـسـه !
ميگن خب آخه چرا وسطي خيابون ؟؟
ميگه آخه داشتم كونِ كسه ميذاشتم

 




 

دوست خوب مثل شورته باهاش راحتي
دوست بهتر مثل كاندومه از خطر نجاتت ميده
دوست عالي مثل جقه هميشه در دسترسه
تو كدومشوني؟




 

 

رشتيه ميره خونه چراغ روشن ميكنه ميبينه يكي رو زنشه چراغ خاموش ميكنه
ميگه جواب ابلهان خاموشيه




نوار بهداشتي زنه از لا پاش ميفته
تركه ميخواد ضايع نشه ميگه
ببخشيد خانوم اپول كستون افتاد




آگهی:!!!!
اگر طول التتان كوتاه است ؟
اگر دوست دخترتان از اين مسلئه رنج مي كشد؟
اگر از درمان هاي افزايش طول نتيجه نگرفته ايد؟
ناراحت نباشيد
ما تضمين ميكنيم
دوست دخترتان را بكنيم


يه روز 3 تا زن رشتي نشسته بودن دور هم داشتن سبزي پاك ميكردن و حرف ميزدن ... يكيشون ميگه شنيديد جديدا توي تهران يكي پيدا شده به اسم خفاش شب مياد زنارو ميگيره ميكنه ميندازدشون خارج شهر ....
يهو اون يكي ميگه ... اااااي بابا .... هرچي امكاناته براي شهراي بزرگه

 

يه افسر ارتش رو تبعيد ميكنن به بيابون
بعداز چند وقت به افسره فشار مياد و از يه گروهبان ميپرسه:
ببينم اينجا وقتي به تو فشار بياد چيكار ميكني؟
گروهبان ميگه:جناب سروان يه شتري پشت خونه هست....
افسر ميگه:خفه شو بچه پررو،برو گمشو
بعدازچندهفته دوباره از گروهبان همون سوال رو ميكنه
گروهبان ميگه:جناب سروان يه شتري پشت خونه هست...
افسر ميگه:خفه پدرسگ باز پرروبازي كردي
بعداز چندماه ديگه به افسره فشار بدجوري مياد ويواشكي
ميره پشت خونه وبا بدبختي ترتيب شتره رو ميده
شتره هم چون خيلي پير بود،ميميره
فرداش كه ميره سر كار ميبينه همه دارن گريه ميكنن
ميپرسه:براي چي گريه ميكنين؟
يكي از سربازا ميگه:جناب سروان يه شتر اون پشت بود
هروقت به ما فشار ميومد ميرفتيم سوارش ميشديم
مارو ميبرد در خونه يه جنده باحال




يه زن دو قلو حامله بود و بچه ها داشتن تو شكم
زنه بازي ميكردن كه يهو يكيشون داد ميزنه:
برو كنار بابا اومد

 

مي دونين اگه يه ايراني با يه ژاپني ازدواج كنه بچش چه شكلي ميشه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چشمش تنگ ميشه كونش گشاد

 

 

مي دوني اگر جنيفر لوپز با آلبرت انشيتن ازدواج کنه بچه شون چي مي شه؟
.
.
.
.
..
.
.

ميشه: کس مخ



 

 

دختر دهاتي فرداي عروسيش در تعريف از شوهر خودش گفت : ننه ، نمي دوني ... اونجاش انقدر نو بود كه حتي پلاستيك روشم نكنده بود





میدونید چرا دخترا تا اخر فیلم سوپر رو می بینند؟
.
.
.
.
.
.
.
..
.
چون فکر می کند اخرش مرده با زنه ازدواج می کنه



 

+ نوشته شده توسط اميد در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 3:37 |

طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش کوچيکش ميگه برو يه بسته کــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دومادوعروس هم ميرن تو حجله ..... خلاصه مبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه کار ميکنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وا، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد مبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو که ميدوني چرا نميان بيرون ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم

 

يه بنده خدائي يه تيکه جور ميکنه اما جا نداشته ، خلاصه هر چي اين در اون در ميکنه خونه خالي گيرش نمياد ، يه هو ميبينه يه تريلي گوشه خيابون پارکه ، خلاصه ميرن زير تريلي و تو حس بودن که ميبينه يکي زد به شونش  طرف بر ميگرده مي بينه واي يه افسره است ميگه بله قربان چي شده ، سروانه ميگه شما اينجا دارين چي کار مي کنين ، يارو هول ميکنه ميگه هيچي قربان دارم روغن ماشين را عوض ميکنم ، سروانه ميگه عزيزم اولا روغن ماشين را از اين طرفی ميشن و عوض ميکننن نه اون طرفي ، دوماً تريلي نيم ساعته رفــته

 

تيمساره از سرهنگه مي پرسه؟ من ترتيب زنمو دادم، انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟ سرهنگه مي گه: نمي دونم. تيمساره مي گه: خاک بر سرت. مي رسه به يه سربازه و همون سوالو مي کنه؟ سربازه جواب مي ده: انجام وظيفه، تيمساره مي گه: آفرين، از کجا فهميدي؟ سربازه مي گه: آخه قربون اگه بيگاري بود، مي دادين به ما..

 

دولت بخشنامه مي کنه که همه خانوم هاي باکره بايد برن سربازي و خانوم هاي غير باکره، از سربازي معافن. فرداي اون روز، جلوي پادگان ، مردا معامله به دست، داد ميزنن: معافي مي ديم!!! معافي

 

تركه تو يك دهي دكتر بوده ، ميخواسته به يك زنه آمپول بزنه. زنه ازين شليته‌هاي لايه لايه پاش بوده، هرچي تركه دامنش رو بالا ميزده، تموم نميشده. آخر تركه شاكي‌ميشه به زنه ميگه: ببخشيد خانم، كون شما صفحه چنده؟

 

تركه زن ميگيره، شب اول تو حجله تا ميان مشغول شن يهو عروس سكته ميكنه ميميره! تركه خيلي ناراحت ميشه، ميگه: بابا اينكه نشد، اينهمه خرج كرديم و حالا يك دور هم نكنيم خيلي ظلمه! ميكنيم، به ملت ميگيم بعد از كار مرد! خلاصه مشغول ميشه، همچين كه نوك كار فرو ميره يهو زنه شوكه ميشه و بلند ميشه ميشينه. تركه ميزنه تو سرش شروع ميكنه بلند بلند گريه كردن! عروسه ميگه: بابا من زنده شدم، بايد خوشحال باشي، چرا گريه ميكني؟ تركه وسط همون گريه زاريش، ميگه: بابام! عروسه ميگه: بابات چي؟ باز تركه ميكوبه تو سرش، ميگه: بــــابـــام! عروسه ميگه: خوب بابات چي؟! تركه ميگه: اگه ميدونستم نميگذاشتم بميره!!!

 

يك بابايي ميميره، ميره جهنم. اونجا ميبرنش تو يك اتاقي، ‌ميبينه مدونا لخت خوابيده رو تخت! بهش ميگن: خوب حالا تا جون داري بايد بكني! يارو خوشحال ميشه، مي‌پره رو بدبخت مدونا،‌ سه ساعت تا دسته مي‌كنه! بعد كه خوب از نفس ميافته، بلند ميشه، ميبينه يك عربه اومده تو اتاق.بهش ميگه: اين عذاب جهنم كه مي‌گفتن اونقدر ها هم بد نيست ها!‌ عربه ميگه: ولك تازه واردي؟! يارو ميگه: آره، چطور مگه؟ عربه ميگه: تا اينجاش عذاب مدونا بود، حالا ولك بخواب نوبت خودته

 

زنه ميره پارچه فروشي خريد ميكنه،‌ بعد به فروشنده ميگه: چقدر ميشه؟! يارو ميگه:‌خانم شما نميخواد پول بدين، بجاش يه دور از جلو به من بدين! زنه ميگه:‌ حاج‌آقا اينجوري كه خيلي گرون ميشه! اگه ميخواين من يه دور از عقب بهتون ميدم! يارو ميگه: ‌نه خانم اين كه خيلي كمه! به جون بچه‌هام ايني كه شما ميگيد قيمت خريدشه

 

پسر تركه ميره پيش يك افسره پليس، ازش مي‌پرسه: ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه: ده دقيقه به ده. ميگه: ساعت ده بيا بكنمت! بعد هم مي‌زنه به چاك، افسره هم ميفته دنبالش. پسره مي‌دوه تو خونشون، درو پشت سرش مي‌بنده. پليسه در خونه رو ميزنه، تركه مياد دم در، ‌مي‌گه: ‌بعله؟ افسره نفس-نفس زنان ميگه:‌ آقا اين چه وضعيه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بيا بكنمت!! تركه هم ميگه:‌ خوب بابا چه خبرته؟! هنوز كه پنج دقيقه مونده

 

دختره از معلم زيست‌شناسيش مي‌پرسه: چرا چشماي گاو هميشه خماره؟ معلمه يك نگاهي بهش مي‌كنه،‌ ميگه: عزيزم اگه پستوناي تو رو هم روزي سه ساعت بمالند ولي نكننت، چشات به همون خماري ميشه

 

از لاشيه ميپرسن: دوست داري تو آسيا كدوم تيم برسه به جام جهاني؟ ميگه: خوب معلومه ايران. ميپرسن: بخاطر وطن پرستي ميگي ايران؟ ميگه: نه بابا، آخه تا برسه جام جهاني آدمو ميگـاد!

 

تركه داشته از تو جنگل رد ميشده؛ يهو يك شيره جلوشو ميگيره، ميگه: كوچولو كجا ميري؟! تركه ميگه: خونه مادر بزرگ، بخورم پفك نمكي، چاق بشم چله بشم، بعد ميام كيرمم نميتوني بخوري

 

از اصفهانيه ميپرسن: ميدوني فرق شورتهاي قديم با شورتهاي جديد چيه؟ميگه: قديما بايد شورتو ميزدي كنار تا كونو ببيني، اين روزا بايد كونو بزني كنار تا شورتو ببيني!

 

قزوينيه يه بچه خشگل بلند كرده بوده، پاي معامله كه ميرسن قزوينه ميگه: ببين بالام جان، اگه بزاري توش بزارم 500 تومن بهت ميدم اگر هم بزاري لاش بزارم 1000 تومن بهت ميدم. بچهه هم پيش خودش ميگه: عجب نرخ خوبيه! بزار يه لاپا بهش بديم 1000 تومن كاسب بشيم. خلاصه تا وارد عمل ميشن قزوينيه امونش نميده و تا دسته ميكنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مكافات خودشو ميكشه بالا ميگه: خواركسده مگه قرار نبود لا پام بذاري؟! پس چرا كردي توش؟! قزوينيه ميگه: بالام جان به جون تو دست كردم تو جيبم ديدم 500 تومن بيشتر ندارم!

 

     يك بابايي دوتا كس بلوچ بلند ميكنه، ميبره خونه. اونجا بهشون ميگه: شما دوتا تو اين اتاق لخت شيد تا منم آماده شم. خلاصه خودش ميره تو اتاق بغلي، لباساشو در مياره و يك فروند كاندوم فرد اعلا هم ميكشه رو حضرت معامله و برميگرده تو اتاق. تا مياد تو، يكي از كسا برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ماه پري سيل كن چون نوكين كيري داره آنگه‌ش پلاستيك در نبوته!! (الترجمه الپارسي(!): ماه‌پري ببين چه كير نويي داره، هنوز از پلاستيك در نيومده!!!)

 

پسره شب خونشون خالي بوده، زنگ ميزنه دوست‌دخترش بياد. خلاصه دوتايي ميشينن و پسره ضمن لاس زدن با خانم، نم‌نمك عرق سگي هم مينداخته بالا. يكي دو ساعتي ميگذره و حاج آقا پاك مست ميكنه و آمپر حشر هم ميزنه بالا و يهو ميره واسه زير يه خم حاج خانوم!! بعد يك ربع آخ و اوخ و آه و اوه، پسره عرق ريزان بلند ميشه، خيلي ناراحت و دمق ميگه: عزيزم، به خدا اگه ميدونستم پرده داري، بهت دست نميزدم!! دختره هم با هزار بدبختي بلند ميشه ميگه: آره نكبت! منم اگه ميدونستم ميخواي همچين كاري باهام بكني، لااقل شلوار لي‌مو در مياوردم!

 

يه مرده كير نداشت.ميره دكتر دكتر بهش يه كير چوبي ميده.موقع  حال كردن كيرش مي‌شكنه.زنش ميگه كيرت چوبي بود؟ميگه نه چوبش كيري بود.

 

تركه عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: آقاي دكتر ما بچه‌دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ تركه ميگه: يك هفته‌ست!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين كسه ، مايكرويو كه نيست

 

زنه سوزش ادرار داشته، ميره دكتر. دكتر بهش ميگه بايد يك لگن آب كني بعد يك قاشق سركه بريزي بعدم يك ساعت بشيني توش. فرداش زنه با حال زار ميره پيش دكتره، ميگه: آقاي دكتر پدرم درومد، ‌هزار بار سوزشش بيشتر شد! دكتره مي‏پرسه: هر كاري گفته بودم كردي؟ زنه ميگ آره بابا، يك لگن سركه ريختم، بعد يك قاشق آب ريختم بعدم يك ساعت نشستم توش! دكتره ميگه: من گفتم يك لگن آب كن يك قاشق سركه بريز توش، نگفتم كه ترشي كس درست كن!

 

عشق 6  مرحله داره :
1: ديدار              2: قرار                3: بذار               4: فشار           5: درآر              
6: فرار ...           به اميد ديدار!

 

+ نوشته شده توسط اميد در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 14:22 |

 

میدونی شباهت لر با لامپ چیه؟
.
.
.
دور هر دو پشه جمع میشه.

 

 

 

اینم واسه اونایی که sms تکراری میدن:

الیوم ارسال اس ام اس تکراری حرام میباشد و کفاره آن آموزش منطق به 60 ترک ، آموزش غیرت به 60 رشتی و 60 بار شرکت در نماز جمعه قزوین است.

 

یه جوجه بسیجی عاشق یه دختر چادری سفت و سخت میشه و براش میخونه:
میخونم به هوای تو پری چهر چقدر جای تو توی اتاق خالیه پری چهر که فلسطین بی تو هیچه وای پری چهر

 

ترکه دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی . پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بيا !!!

 

 

اگه گفتی مذکرم یا مونث؟
برای دونستن جواب پایین رو نگاه کن:
.
.
.
.
.
.
این پایین رو که نمیگم،
IQ!!!!

 

تا حالا کون مورچه دیدی؟
دلم برات اونقدر شده.

 

تا حالا بچه کونی لای نایلون دیدی؟
ندیدی؟ پس یه نیگا به گواهینامت بکن...


 

طبق آخرین اطلاعیه سازمان دیده بان حقوق بشر جوراب احمدی نژاد به عنوان یکی از سلاحهای کشتار جمعی شناخته شده.


 

غول چراغ جادو به احمدی نژاد میگه یه آرزو بکن که واست براورده کنم.
احمدی نژاد میگه خدا رو نشونم بده.
غوله میگه نمیشه، نمی تونم، یه آرزو دیگه بکن.
احمدی نژاد میگه من رو خوشگل کن.
غوله یه خورده فکر میکنه میگه: بدو بدو حاضر شو ببرمت پیش خدا...


 

یارو ترکه چربی داشته میره دکتر، دکتره میگه روزی 4 کیلومتر بدو.
بعد یه هفته ترکه زنگ میزنه به دکتره میگه : دکتر رسیدم لب مرز
حالا چی کار کنم؟!!!


مي‌دونين چرا عده‌اي از افراد محترم جامعه(!!!) نمي‌تونن به 110 زنگ بزنن؟
.
.
.
.
.

چون كليد "11" رو روي شماره‌گير تلفن پيدا نمي‌كنن!


 

يكي از ميون جمعيت مي‌پرسه: منظورتون اينه كه به شوهر اولش رسيد يا دوميش؟

پدر روحاني مي‌گه: هيچ كدوم بابا، لنگاشو مي‌گم!


 

فناوري نيروي هسته اي و پيروزي غرور آفرين دانشمندان توانمند ايراني در زمينه بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي رو بي خيال.... خودت چطوري؟؟

 

رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد!!!!


 

منتظر مامور سرشماری نباش تو رو آخر پاییز میشمرن.




فرد محترم مي‌گه: مساله اين نيست كه ازش بدم مياد، مشكل اينه كه من 15 ساله‌ كه همسايه‌ي اينام و در طي اين 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگيرم گفته كه ما چكش نداريم!

 

انواع سايز سوتين از نظر پسرها: 75 تو رشده 80 تو مشته 85 بهشته 90 درشته 100 بالشته


 

بچه از مامانش میپرسه مامان اون چی بود دیشب لای پای بابا میخوردی ؟ مامان میگه ماکارونی بود عزیزم . بچه میگه آخه ماکارونی که زیاده ولی دیشبی فقط یکی بود!
میگه آخه اون تک ماکارون بود!!!!!


 

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد.
ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود!!!!


 

 

یه ترکه زنشو داشته کتک می زده چند نفر سر می رسند میگند بابا چرا می زنی این بیچاره رو می گه نمی دونم اگه می دونستم که می کشتمش

 

 

فرق مریضای بیمارستان ارتش با بیمارستان زنان چیه؟

مریضای بیمارستان ارتش تیر خوردن! مریضای بیمارستان زنان کیر خوردن!

 

قزوینیه یه مهمون سمج داشت هرکاری میکرد نمیرفت!
به مهمونه میگه همسایه کارم داره!
میره برمی گرده میگه عجب آدمهای پر رویی پیدا میشه میگه بیا مهمان ما را بکن! نمیگه ما خودمان مهمان داریم!!!!

 

قزوینیه میره مسابقه 20 سوالی.
- گرده؟
- بله
- پس کونه!!!!
- ا آقا درست صحبت کند
- چشم. ... سفیده؟
- بله
- خوب کونه
- آقا اگر درست صحبت نکنید بیرونتون میکنیم باشه؟
- باشه... سوراخ داره؟
- نه
- مگه کونه بدون سوراخ هم میشه!!!

 

برو اي گداي مسكين -- در خانه قلي زن
كه قلي ز در درايد --- و تو را چنان بگايد
كه دگر چنين گدايي --- در خانه اش نيايد

 

 

پسر رشتي از باباش پرسيد چرا وقتي جوجه ها ميميرن پاهاشونو مي گيرن بالا؟
بابا گفت به خاطر اينكه فرشته ها ببرنشون بهشت.... فردا بچه به باباش زنگ ميزنه ميگه بابايي ماماني پاهاشو گرفته بالا تا فرشته ها ببرنش بهشت ولي جعفر آقا افتاده روش نميزاره!

                         
  نظر یادت نره

+ نوشته شده توسط اميد در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 20:33 |

به يه چوپونه مي گن تو كه اينقدر با گوسفندا ميگردي تاثيري روت نذاشته؟ ميگه: نع نع نعععع

يك روز يه مرده به يه زنه ميگه يه لب بده تا با آتيش لبت سيگارمو روشن كنم،  ميگه نميدم تا كونت بسوزه تا با آتيش كونت سيگارتو روشن كني

 

يه روز يه آقايي با خانمش ميره در يه مغازه و ميگه آقا اون صابوني رو كه ديشب بهمون دادي شبيه پنير بود اصلا كف نمي كرد يارو ميگه آره داداش شما ديشب پنير هم از من خريديد.يارو بر ميگرده به خانمش ميگه :پس اوني كه ما ديشب خورديم صابون بوده.

 

به يه افغاني گفتن بزرگترين آرزوت چيه .گفت خودم تنهايي يك تريلي سيمان خالي كنم

 

تشابه آب هويج بادامن كوتاه چيه؟ هردو تا براي نور چشم خوب هستن

 

يه مرده ميره مغازه كارت پستال فروشي ميپرسه آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني ؟ مغازه داره ميگه آره مرده ميگه پس 16 تا بدين

 

ميگن عباس قادري ثابت كرد خوانندگي تيپ نميخواد -هايده ثابت كرد خوانندگي هيكل نميخواد -شماعي زاده ثابت كرد خوانندگي صدا هم نميخواد

 

به يك نفرميگن فرق حادثه وفاجعه چيه....ميگه تويك كشتي مسافري باشي درحال مسافرت يه باره مادرزنت بيفته توآب به اين ميگن حادثه اماوقتي كه يه نجات غريق بره اونو بياره بيرون ميشه فاجعه

 

یارو میره تیمارستان میبینه یکی 3 تا زغال برداشته گذاشته سرش . ! میگه چه کار داری میکنی؟ طرف شلوارشو میکشه پایین میگه : بفرما قلیون .!!!!..

 

اول راستش مي کنيم... بعد سرشو با تف خيس مي کنيم... بعد مي کنيم تو سوراخش! ما اينجور سوزن نخ مي کنيم شما چطور؟

 

شباهت پفک و سينه :  هر 2 تاش مال بچه ها هست اگه باباها اجازه بدن

 

به یارو میگن: جواب خون شهدا را کی باید بده؟ یارو میگه: خب معلومه آزمایشگاه

 

یارو کدو تنبل میخره  میگذاردش کلاس تقویتی

 

یارو میخواست سوار  هواپیما بشه ، بهش میگن: بلیطت کو؟ یارو هم جیب و ساک و همه جا را میگرده بلیطش را پیدا نمیکنه ، یکهو سرش میکنه تو هواپیما میگه: کسی بلیط اضافه نداره من بعدا پولش را بهش بدم؟

 

يارو زنه ميره دكتر زيبايي، ميگه: آقاي دكتر، بيزحمت دور نافم يكم مو بكاريد!! دكتره كف ميكنه، ميگه: خانم همه ميان اينجا موهاي اضافه بدن رو بسوزونن، شما اومدين دور نافتون مو بكاريد؟! زنه ميگه: والله آقاي دكتر ديديم كار و كاسبي خوبه، گفتيم يك شعبه هم بالاتر بزنيم!

 

 روز يه مرده مي ره پيش خداو مي گه خدا جون چرا اين زنها رو زيبا آفريدي و خداوند در جواب ميگه عزيزم براي اينکه شما مردها بهشون دل ببنديد و باز مرد مي پرسه خب حالا خدا چرا پس اينقدر احمق آفريديشون و خداوند باز هم در جواب مي گه : عزيزم براي اينکه اونها همه به شما دل ببندند

 

يه روز يه كور وارد آشپزخانه مي شه دستش مي خوره به رنده مي گه اين چرت و پرت ها چيه اينجا نوشتن.

 

 يه روز يه معلم به دانش آموز خود عكس پاي يك حيواني را نشان داد واز او نام حيوان را پرسيد . دانش آموز هر چقدر به عكس نگاه كرد نتوانست نامش را بگويد .معلم با عصبانيت به او گفت: اسمت را بگو تا برايت يك صفر بگذارم. دانش آموز كفشهايش را در آورد و به معلم خود گفت: شما هم از روي پاي من بگوييد اسم من چيست.

 

يكي مي ره بهشت روحش تعجب مي كنه مي ميره

 

از يه بسيجيه مي پرسن دو خط موازي را تعريف كن. ميگه دو خطي كه هر چه ادامه پيدا كنه به هم نرسن مگه به دستور مقام معظم رهبري

 

 

زندگي زنا شويي عبارت است از : 3 هفته آشنايي - 3 ماه عاشقي - 3 سال جنگ - 30 سال تحمل <

  شوهرت براي هديه روز تولدت چي آورد؟ زن دوم گفت: يه گردنبند برليان پانصد هزار توماني . ولي تا به منزل رسيد، پليس دستگيرش کرد.!!!

                         نظر یادتون نره!!!!!!!!

 

+ نوشته شده توسط اميد در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 22:4 |

يه روز دو تا قزوينی تو قبرستان راه ميرفتنديه دفعه يكيشون خم شد و يه چيزی از زمين برداشت و بوسيد و گذاشت كنار .رفيقش گفت :"بالام جان چی بود ، نان بود" يارو گفت: "نه بالام ، استخوان كان بود"

 

به يه قزوينی گفتند تحصيل كردی ؟گفت: "تحصيل نه ، ولی محصل چرا

 

یه قزوینیه به کون یه بچه خوشگل دست می ندازه ,طرف می گوزه !! قزوینیه می گه : یه همچین مالی باید هم دزدگیر داشته باشه.

 

یک آلمانی به یه قزوینی میگه : قزوین کجاست؟ جواب میده اگه کونت میخاره همین جا...

به ميمنت دستيابي به فناوري هسته اي سجده شكر بجا آوريد (شهرداري قزوين )

 

می دوني قزويني ها موقع بدرقه چي مي گن ؟
مي گن خودم پشتت خدا پناهت

 

به قزوینیه میگن چه روزی رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه : ببم جان روزی رو که دنیا کون فیکون شود

 

ستاد اقامه ی نماز قزوین اعلام کرد: برای پر شکوهتر شدن نماز جمعه ی این هفته نماز جمعه با ۱۲ رکوع و ۱۴ سجده برگزار میگردد!!

 

قزوینیه یه کون میزاره توی ویترین قیمت می زنه 2 میلیون. می پرسند چرا؟

میگه این برای یک خانم دکتر بوده فقط باهاش می گوزیده.

 

آدرس اينترنتي قزوينيها :

damaro damaro damaro.(dot) nadad be zor.con

 

 

قزوينيه داشته ترتيب پسرشو ميداده و پسره هم داشته با گل هاي قالي بازي ميكرده قزوينيه ميزنه پس گردن پسره و ميگه: ببم جان دل بكار بده

 

يه روز يه پسره به باباش ميگه : باباجون من امروز براي اولين بار سكس داشتم ! باباش خوشحال ميشه و ميگه دمت گرم , كارت خيلي درسته , انصافاً كه ثابت كردي پسر خودم هستي , حالا بشين و مفصل برام جريانو تعريف كن ببينم ؟ پسره ميگه : باباجون نمي تونم بشينم , آخه هنوز كونم درد مي كنه

 

اگه بین 6 تا قزوینی گردن کلفت توی یک اتاق گیر افتادی چه کار می کنی؟!!... تو که کاری از دست بر نمیاد.... پس سعی کن بهت خوش بگذره!!!

 

قزوينيه به يه كوچه خلوت مي رسه خودشو انگشت ميكنه در مي ره

 

از قزوينيه ميپرسن بزرگترين سد دنيا چيه ميگه شلوار لي

يه قزوينيه توي صف آخر نماز جمعه بوده، تو سجده آخر، يه كم زودتر از بقيه بلند ميشه، يه دفعه با هيجان ميگه: خدايا، به خاطر اين دو ركعت نماز، من مستحق اينه همه نعمت نيستم!

تو اروپا از قزوینیه می‌پرسند: ببینم قزوین كجاست؟ میگه: چیه؟ اگه کونت میخاره، همینجاست!

 

  قزوینیه میره مسجد وقتی می رن رکوع سکته می کنه

 

 

قزوینیه تو یك كوچه خلوت یك پسر خوشگل میبینه، میره جلو دست میكشه به سرش، میگه: بالام جان اسمت چیه؟ یهو بابای پسره از تو حیاط داد میزنه: اسمش حمیده، كان هم نمیده!!!

 

 شعر و آهنگ عروسی در قزوین: " عزیزم بگو برمیگردی!!"

يك بابايی پسرش تو قزوين گم ميشه، ميره پاسگاه گذارش ميده. بهش ميگن خوب مشخصات پسرتون چيه؟ ميگه: هشت سالشه، تپله، موهاش بوره، چشاش آبيه، يك شلوار كوتاه هم پاشه. يارو افسره تو ميكروفون ميگه: به كليه واحدها، برادرا توجه كنن، يه تيكه باحال گم شده.

 پس از اعلام منفی بودن نتیجه آزمایش ایدز بهروز  موجي از شادي قزوين را فرا گرفت

 

 یه قزوینیه یه پیر مرد رو برد مهد کودک گفت : ببخشید ، میشه اینو برام خورد کنید

 

به یه قزوینیه گفتن به نمودار جمله بساز گفت : من از کون مودار بدم

 

يه روز تو قزوين پول بچه تهراني مي افته روي زمين ميترسه برداره با پول تا تهرون ميكشه وقتي تهرون رسيد خم ميشه بگيره شصتش مي كنن ميگه بابا اينجا هم ول نمي كنين قزويني ميگه بابا ما رو كشتي پياده ما رو آوردي تهرون

 

 

+ نوشته شده توسط اميد در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 12:17 |